خورشید آنلاین
من باقیمانده ی خدا در زمین او و انتقام گیرنده ی از دشمنان او هستم ...

 

 برخی از پرندگان نغمه خوان میتوانند با سرعتی که قبلا غیر ممکن تصور میشد یعنی یک صدم یک چشم به هم زدن انسان،ماهیچه ی صوتی خود را منقبض و آزاد کنند.

                                      

   

 برخی از پرندگان نغمه خوان میتوانند با سرعتی که قبلا غیر ممکن تصور میشد یعنی یک صدم یک چشم به هم زدن انسان،ماهیچه ی صوتی خود را منقبض و آزاد کنند.

تحقیقات جدید نشان میدهد دو نوع پرنده ی نغمه خوان،لحن خود را با ماهیچه هایی اَبَر سریع به وجود می آورند که این کار مشابه ی شیوه ای است که مارهای زنگی ، برخی از گونه های ماهی و کبوتر طوقی به کار میبرند.

سار اروپایی که در سراسر اروپا و آسیا و شمال آمریکا یافت میشوند و فنچ گورخری که در استرالیا و اندونزی زندگی میکنند،با سریع ترین انقباض ماهیچه های هنجره که تا کنون تشریح شده است،آوازشان را کنترل میکنند.

هر چند آن ها فقط دو نوع پرنده ی نغمه خوان را آزمایش کرده اند اما به  احتمال زیاد همه ی پرندگان آواز خوان این ماهیچه را دارند.





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۳۱ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

داستان شیر و گرگ و روباه

روزی از روزها شیر و گرگ و روباه در صحرایی به هم رسیدند و معلوم شد همه گرسنه اند و به شکار می‌روند.

شیر گفت به عقیده‌ی من این کار خوبی نیست که ما هر کداممان به تنهایی شکار می‌کنیم و خودمان هم به تنهایی می‌خوریم. بهتر این است که سه نفری با هم شریک بشویم و با هم شکار بکنیم و با هم بخوریم.گرگ ساکت ماند و چیزی نگفت ، روباه که ضعیف تر بود. فکر کرد به هر حال شیر و گرگ بهتر شکار می‌کنند و صرفه با وست. گفت:صحیح است.احسنت.بهترین کار ها همین است همکاری با شیر مایه‌ی افتخار ماست.قرار شد هرسه به دنبال شکار بروند و هر کدام هر چه گیرش آمد در محل معینی بیاورد و با هم شریک باشند.

شیر یک گور خر شکار کرد.گرگ یک آهو گرفت و روباه یک خرگوش.شیر گفت:«بسیار خوب ، حالا بیایید یک جوری تقسیم کنیم که عالانه باشد .در دنیا هیچ چیز بهتر از انصاف نیست.»

روباه گفت:«ای شیر شما از همه ما ها بزرگ ترید.اختیار با شماست، هر طور که صلاح می‌دانید رفتار کنید.»

شیر گفت :«نه خیر، نه خیر، این حرف را نزنید.درست است که من از شما قوی تم ولی نمی‌خواهم مردم بگویند در تسیم خوراک،نظری و غرضی دارم.شما خودتان تصمیم بگیرید، پیشنهاد بدهید.وتی انصاف در کار باشدمن هم می‌پذیرم.خوب است این کار را به گرگ واگذا کنیم. ای گرگ تو این شکار ها را تقسیم کن.»

گرگ گفت:«چه عرض کنم حالا که می‌فرمایید.به عقیده‌ی من چون شما از ما دو نفر بزرگ ترید و گور خر را هم خودتان شکار کرده‌اید مال شما.»

من میانه حالم ، آهو را هم خودم گرفته ام مال من.روباه هم که کوچکتر از ما دونفر استخرگوش را که شکار کرده مال خودش باشد. شیر خشمگین شد و گفت:« گرگ درنده‌ی عوضی را نگاه کن ، خاک بر سرت کنند با این تقسیم کردنت.! پنجه‌ی محکمی بر سر گرگ زد کله‌اش را از تنش جدا کرد وبعد به روباه گفت گرگ بی تربیت انصاف و ادب نداشت. به سزای اعمال خودش رسید. حالا تو بیا و خودت که از همه‌ی حیوانات باهوش تری این گوشت ها را تقسیم کن.»

روباه فکر کرد باید از خیر یک خوراک بگذرد و جان خود را نجات بدهد و گفت:« گرگ راه و رسم دوستی با بزرگان را بلد نبود و خوب شد که به سزایش رسید.اما تسیم :موضوع خیلی روشن است.گور خر نهار شماست ، آهو غذای شام شماست و خرگوش هم برای صبحانه‌ی شما.»

شیر لبخندی زد و گفت:«آفرین به تو که چه خوب بلدی تقسیم کنی این انصاف و ادب را از کجا یاد گرفته‌ای؟

روباه گفت:بنده که قابل نیستم ، خوبی از خودتان است ولی این انصاف و ادب و طرز تسیم را از کله‌ی گرگ که مقابل شماست یاد گرفتم!

 *****************************************************

لطیفه و معما

تصادف

اولی : هفته پیش یک شاخه درخت به چشم زن من خورد سیزده هزار تومان خرج روی دستم گذاشت!

دومی:برو خدا رو شکر کن ، هفته پیش یک دستبند طلا به چشم زن من خورد ، صد و سی هزار تومان واسه من تمام شد !

طرز تشخیص

معلم اسب عربی را از اسب ترکمن چطور می‌توان تشخیص داد؟

شاگرد : از روی لهجه هایشان.

احمق

مردی مهربان در جاده‌ای می‌گذشت که کودکی را دید که یک گاری با بار آجر حمل می‌کند.مرد دلش سوخت وبه کودک در بردن گاری کمک کرد به از مدتی هر دو خسته شدند.مرد به کودک گفت که به اربابت نگفتی که قادر به حمل این گاری نیستی؟ پسر گفت: اتفاقاً این حرف را زدم. مرد گفت :خب اربابت چه گفت؟ پسر گفت : او گفت آخر یک احمق پیدا می‌شود که به تو کمک کند.

خیارشور

پسرکی چند خیار در دست داشت و به یک مغازه رفت و پرسید :آا شما خیار شور دارید؟ مغازه دار گفت :بله. پسرک گفت :پس بی زحمت این خیار ها را هم بشویید.

 *************************************************

معما

شخصی وارد اتاق سردی شد. او فقط یک چوب کبریت به همراه داشت.در آن اتاق یک بخاری نفتی ، یک چراغ نفتی و یک اجاق و مداری چوب بود.برای ایجاد حداکثر حرارت باید ابتدا کدام یک را روشن کند؟

 

یک شکارچی کبوتری را شکار کرد ، آیا خوردن جوجه‌ی درون شکم کبوتر حلال است؟

 

پاسخ معما

 

***************************************

مقاله

می دانیم سیارات با جرم اندک خود در مقایسه با جرم خورشید به شدت تحت تاثیر جازبه یخورشید قرار دارند و خورشید تمام این سیارات را با کمند جاذبه ای که داردپروانه وار به دور خود قرار داشته ولی اگر تنها نوروی جاذبه در میان بود سیارات باید به تدریج در یک حرکت مار پیچ در داخل خورشدسقوط می کردند والبته این اتفاقنمی افتد و سیارات همواره در یک مسیر بیضی شکل فاصله ی خوداز خور شید را حفظ می کنند سیارات به دلیل همان نیرویی که در درونشان به وجود می آید به درون خورشید سقوط نمی کنند .

این نیرو در گذ شته به نیروی گریز از مرکز معروف بوده ام امروزه به این نیرو انیرسی حرکت می گویند.

در یک نگاه گذرا به سیارات منظومات شمسی تقسیم بندی سادهای را می بینیم .سیارات نزدیک به خورشید کوچکند اما از پنجم به بعد حجم بزرگی پیدا می کنند با برسی های به عمل آمده به وسیله ی دانشمندان مشخص شده که پنج سیاره اول ساختار سنگی دارند وبقیه بزرگ و البته به شکل مایه و گازند . البته پلوتو آخرین سیاره ی منظومه شمسی به دلیل سرمای بسیار شدید به حالت جامد در آمده وبسیار سردو فشرده است . به پنج سیاره اول داخلی وبه بقیه سیارات خارجی میگویند.

شناخت و شناسایی سیارات بسیار کارپیچیده ومشکلی است .برای شناسایی سیارات در مطالعات نجومی یکی از روش ها سیاره شناسی مقایسه ای است . در این روش می توان سیارات را از نظر اندازه به سیارات کوچک وبزرگ وسنگی و گازی طبقه بندی کرد .در این روش ارتباط بین فواصل سیارات از خورشید را و یا مشابهت ها وتفاوت ها مورد برسی قرار میگیرد.

روش دیگرشناخت منظومه ی شمسی شناسایی تک تک اجزای این سیستم است .که در این صورت به شکل کلی نگاه نمی شود .

در این نگاه سعی می شود هر یک از اجزای منظومه شمسی یعنی سیارات شهاب ها سنگ ها ودنباله دارها در منظومهی شمسی تک تک مورد شناسایی قرهر گیرند.

اگر در گذشته با چشم یا تلسکوب می شداطلاعات کلی دربارهی سیارات را به دست اورد لیکن امروزه با سفر سفینه های فضایی به سوی سیارات و برسی همه جانبی آ نان امکان مقایسه ظاهری سیارات از نظر شکل ظاهری و ساختار ووجود جو و ویژگی های دیگر فیزیکی وشیمیایی آنان فراهم آمده است .

تهیه کنندگان:

سروش امیر احمدی

محسن شفیع زاده

 





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/٢۱ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

عزاداری های محرم در شهرستان دامغان

در شهرستان دامغان بنا به سنت های دیرینه‌ی این شهرستان عزا داری به سبکی خاص برگزار می‌شود.از جمله‌ی این سنت های دیرینه می‌توان طوق جامه کردن و عزاداری روستا های اطراف دامغان در روز 11محرم را نام برد.

در این شهر مانند شهر های دیگر عزا داری از روز اول محرم آغاز و تا روز یازدهم ادامه می‌یابد.البته تا شب چهلم نیز عزاداری ها با شور کمتر بر پا می‌باشند.مراسم های اصلی این شهر از روز ششم آغاز می‌شوند و تا روز ششم فقط در روستاهای اطراف دامغان و حسینیه ها و تکایا مراسم هایی برگزار می‌شوند.در اینجا به بررسی عزاداری مردم دامغان از روز ششم محرم تا روز یازدهم محرم می‌پردازیم.

روز ششم محرم:در این روز در حسینیه‌ی حضرت ابوالفضل دامغان مراسم طوق جامه کردن برگزار می‌شود.این مراسم از ساعت 10 صبح آغاز شده و تا بعد از ظهر ادامه می‌یابد.در این مراسم ابتدا دسته های سینه زنی و زنجیر زنی وارد حسینیه می‌شوند،سپس نوحه خوانی آغاز می‌شود،پس از نوحه خوانی طوق ها را هلهله کنان به صورت خوابیده وارد حسینیه می‌کنند سپس خطبه‌ی طوق ها خوانده می‌شود و طوق ها را بلند کرده و به گوشه ای می‌برند.در بعد از ظهر همان روز از ساعت3 دوباره همان مراسم طوق جامه کردن برگزار می‌شود.

روز هفتم محرم:در این روز مراسم همانند روز ششم برگزار می‌شود،با این تفاوت که مراسم ها در امام زاده علی(ع)برگزار می‌شوند.مردم در این گونه مراسم ها بسیار جمع می‌شوند و نذریات زیادی می‌دهند.بعد از ظهر این روز نیز مراسم در حسینیه‌ی درب قلعه دامغان وسط بازار برگزار می‌شود.

روزهشتم محرم:در این روز نیز همان مراسم ها به همان طریق برگزار می‌شود ولی در حسینیه‌ی زینبیه.در بعد از ظهر این روز نیز مراسم طوق جامه کردن در حسینیه‌ی سید الشهدا (دبّاغان) برگزار می‌شود.

شب نهم محرم:در این شب دسته از حسینیه‌ی حضرت ابوالفضل(ع) بعد از نماز مغرب شروع می‌شود.این دسته از خیابان ها وحسینیه ها می‌گذرد و مسیر پایانی آن حسینیه‌ی درب قلعه‌ی دامغان است.

روز نهم محرم:مراسم طوق جامه کردن به همان ترتیب روز های گذشته در حسینیه‌ی معصوم زاده برگزار می‌شود.و در بعد از ظهر همان روز این مراسم در تکیه‌ی محله امام برگزار می‌شود.

غروب عاشورا:در این شب به یاد مصیبت های اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه های ابوالفضل و سیدالشهدا،کنار نخل شمع روشن می‌کنند ونذریات می‌دهند.

شب عاشورا:مانند شب تاسوعا از حسینیه‌ی درب قلعه‌ی بازار دامغان دسته را حرکت می‌دهند و از خیابان گذرانده پاسی از شب به حسینیه‌ی حضرت ابوالفضل(ع) می‌رسانند.

روز عاشورا:در این روز از همه‌ی تکایا‌ی شهر دسته های سینه زنی و زنجیر زنی را از حسینیه‌ی ابوالفضل حرکت می‌دهند و هنگامی که به میدان امام و حسینیه‌ی سیدالشهدا رسیدند نخل را هم در پشت سر دسته ها و طوق ها حرکت می‌دهند و "کربلا یا کربلا"گویان به همراه دسته ها به سوی فردوس رضا می‌برند.با شکوه ترین مراسم نیز در پشت نخل برگذار می‌شود.هرجا هم که اذان ظهر گفته شود به نماز ظهر عاشورا می‌ایستند.

شب یازدهم محرم:در این شب دسته های شام غریبان از تکایای مختلف هر کدام به سوع تکیه ای دیگر حرکت می‌کنند.در هر حسینیه پس از خاموش کردن لامپ ها به نوحه خوانی پرداخته می‌شود و پس از تقریباً نیم ساعت به سوی حسینیه ای دیگر حرکت می‌کنند.

روز یازدهم محرم:بنا به سنت های قدیمی این روز در دامغان تعطیل اعلام می‌شود و مردم به عزاداری امام حسین(ع) می‌پردازند.در این روز تمام دسته های روستا های اطراف دامغان به شهر آمده و از ساعت 8 صبح حرکت می‌کنند و تا نزدیکی بکیر بن اعین حرکت می‌کنند و مراسم را به پایان می‌رسانند.در نزدیکی میدان امام که رسیدند نخل تکیه‌ی محله امام را در پشت سر دسته ها و طوق ها و مردم حرکت می‌دهند.در آخر هم در نزدیکی بکیر بن اعین به سخنرانی می‌پردازند.

در شهرستان داغان مراسم ها با شکوه بسیار و قربانی ها و نذریات برگزار می‌شوند.

محسن شفیع زاده





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/٢۱ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

عکس های دیدنی از فضا 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/٢٠ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

چگونگی به وجود آمدن کهکشانها
مقدمه
در کنار مسائلی که درعلم فیزیک مطرح می شود، باز هم سخن از انفجار بزرگ به گوش می رسد. انواع و اقسام نظریاتی که بر پایه ی نتایج بررسی های به دست آمده از جهان خارج و نیز ذرات زیر اتمی هر ساله مطرح گردیده و برخی تایید و بعضی دیگر حذف می شوند.
برای مثال از جمله نظریاتی که تا کنون مطرح گردیده و مبنای کار فیزیک دانان است، این است که، این انفجار در ماده ای فوق العاده چگال، با جرم بسیار و دمای بی نهایت صورت گرفته است. این نظریه تا حدودی می تواند درست باشد؛ اما در کنار آن مسائلی قدیمی همچون اینکه « در زمان انفجار و قبل و بعد از آن، قوانین فیزیک یک جور بوده یا نه ؟ » مطرح می شود.
در ابتدا برای بیان نظریه ای جدید، باید توجه داشت که، اثبات وجود انواع ذرات و انرژی ها کاری بسیار دشوار و بیهوده می باشد؛ چون ما می توانیم از وجود تنها یک ذره و یک نوع انرژی در اثبات انفجار بزرگ نهایت استفاده را ببریم.
این مقاله، سعی دارد علاوه بر اینکه نظریه ی انفجار بزرگ را با دلایل علمی کافی شرح دهد، پیدایش اتم های اولیه ی جهان و در طول آن پیدایش کهکشان ها اجرام آسمانی را در ابتدای پیدایش جهان مورد بررسی دهد.

قانون پایستگی جرم: جرم نه خود به خود به وجود می آید و نه خود به خود از بین می رود؛ بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود. (حالت ماده: جامد، مایع، گاز)
قانون پایستگی انرژی: انرژی نه خود به خود به وجود می آید و نه خود به خود از بین می رود؛ بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل و یا از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود.

انفجار بزرگ را از دیدی نزدیک تر نگاه کنیم:

در ابتدای پیدایش جهان، شاید بتوان از وجود عواملی مانند میدان مغناطیسی، اتم، نیروی گرانش و... صرف نظر کنیم؛ چون دلایل کافی برای اثبات وجود آن ها در اختیار نداریم و اگر آن ها را مطرح کنیم نتیجه ای جز ایجاد ابهام نخواهد داشت. اما نمی توانیم از وجود دو چیز صرف نظر کنیم: جرم و انرژی.
طبق قوانین پایستگی جرم و انرژی که در ابتدای بحث بیان گردید، این دو نه خود به خود به وجود می آیند و نه خود به خود از بین می روند؛ پس همیشه وجود داشته اند و وجود خواهند داشت.
حال بر اساس گفته های بالا، باید ذره ای را به عنوان ذره ی بنیادی جهان در نظر گرفت که فقط دارای جرم باشد.
ذره ای که ما پیشنهاد می کنیم نوترون است:

نوترون: این ذره از لحاظ بار الکتریکی خنثی است و تنها دارای جرمی به اندازه ی g 24- ^10 * 1.6749 می باشد.

پس با استناد به استدلالاتی که بیان گردید وجود نوترون در ابتدای پیدایش جهان امری اثبات شده می باشد.

خنثی بودن نوترون، به دلیل وجود دو ذره با بارهای مخالف هم دیگر در درون آن است :
1N = 1P + 1e
یعنی یک نوترون از یک الکترون و یک پروتون تشکیل شده است.

همین که جرم یک نوترون از مجموع جرم یک پروتون و یک الکترون بیشتر است، نکته ی بالا را اثبات می کند. جرم اضافی نوترون می تواند به علت وجود ذره یا ذرات دیگری در داخل آن باشد. (که برای این مقاله اهمیتی ندارند.)
حالا به بحث انرژی اولیه ی جهان می پردازیم. پیرو مقدمه ای که بیان گردید، دلیل و زمان کافی برای اثبات وجود صورت های مختلف انرژی در آغاز پیدایش جهان، در اختیار نیست؛ اما می توانیم در آبتدای پیدایش جهان در مورد یک نوع انرژی بحث کنیم: انرژی نورانی. چون در محیط های مختلف وجود دارد.

فوتون ها: (بسته های حاوی انرژی نورانی) بنا به نظریه ی کوانتومی، امواج به ظاهر پیوسته ی الکترو مغناطیسی، کوانتیده اند و از کوانتوم های گسسته ای به نام فوتون تشکیل شده اند. هر فوتون دارای انرژی مشخصی است، که مقدار آن به فرکانس بستگی دارد.
با نگاه به بحث هایی که مطرح شد، می بینیم که نوترون ها و فوتون ها در آغاز پیدایش جهان، در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
با توجه به اصل برخورد، نکته ی زیر را در می یا بیم:
فوتون ها با برخورد به نوترون ها باعث افزایش انرژی درونی آن ها می شدند.

= +

E E
E > E
باید متذکر شد که شرایط خلا کامل در آغاز پیدایش جهان باعث مشد تا فوتون ها عمل انتقال انرژی را به بهترین شکل، با بالا ترین سرعت ممکن و بیشترین بازده انجام دهند.
این امر باعث می شد که نوترون ها با در کمتر از هزارم های ثانیه پله های تراز انرژی خود را طی نموده و به بالاترین ظرفیت خود برسند. پدیده ی افزایش انرژی درونی نوترون ها همچنین باعث بالا رفتن دما و متعاقبا منبسط شدن این ذرات نیز می شد.
تراز انرژی E

E


E


باید توجه داشت که:
E > E > E
با توجه به توضیحات فوق، بدین صورت ادامه می دهیم که، در کمتر از یک هزارم ثانیه تعداد نوترون هایی که انرژی درونی آن ها به بالاترین مقدار خود رسیده است، بیش از بیلیون بیلیون عدد می گردد.
انبساط بیش از حد نوترون ها تا جایی ادامه دارد که این ذرات متلاشی شوند. متلاشی شدن این بیلیون ها بیلیون نوترون به یکباره باعث به وقوع پیوستن انفجاری عظیم می گردد؛ که بعد از آن، دمای جهان دچار افت شدید شد و در پی این افت دما، سرعت انبساط نوترون ها شدیداً پایین آمد.

اتم ها اولیه چگونه تشکیل شدند؟
با متلاشی شدن نوترون ها، الکترون ها و پروتون های محبوس، آزاد می شوند.

+
الکترون و پروتون به دلیل دارا بودن بار الکتریکی، در اطراف خود میدان مغناطیسی ایجاد می کنند.
در این قسمت به چگونگی تشکیل ساده ترین اتم موجود در جهان می پردازیم:

ساده ترین اتم، اتم هیدروژن می باشد که عدد اتمی یک دارد و دارای یک پروتون و یک الکترون می باشد. این اتم در بررسی موضوعات علمی بسیار مورد علاقه بوده است.

براساس اصل دوبروی، در مورد ذرات دو حالت ذره ای و موجی در نظر گرفته می شود، که البته این خاصیت (موجی) بیشتر در دنیای میکروسکوپی مورد مطالعه است. به عنوان مثال، اگر ذره ای به جرم یک گرم که با سرعت معمولی در حرکت است را در نظر بگیریم، طول موج داده شده به این ذره آنقدر کوچک خواهد بود، که اصلاً قابل ملاحظه نیست؛ اما در مورد ذراتی مانند الکترون و پروتون (ذرات زیر اتمی)، این طول موج قابل ملاحظه است.
با توجه به این طول موج قابل ملاحظه، می توان شکل زیر را برای تشکیل اتم هیدروژن درنظر گرفت:


همانند شکل بالا بیلیون ها الکترون و پروتون، تک تک، به هم می پیوندند و بیلیون ها اتم ساده ی هیدروژن را تشکیل می دهند.بدین صورت اتم های بنیادی جهان تشکیل می شوند و حالتی پایدار را برای جهان پدید می آورند.

تشکیل کهکشان ها (انفجار دوم):

با گذشت زمان و با ازدیاد اتم های هیدروژن، بالاترین حجم گاز هیدروژن در جهان تشکیل شد.
این ابر رقیق هیدروژنی، رفته رفته متراکم شد و سبب به وجود آمدن یک ابَر ستاره ی غول پیکرگردید.
تراکم ابر هیدروژنی و تشکیل ابر ستاره

بعد از آنکه ستاره شکل می گیرد، بلافاصله حیاتی پایدار به دست می آورد. در همین زمان، واکنش های هسته ای در داخلی ترین هسته ی ستاره، هیدروژن را به هلیوم تبدیل می کند و انرژی آزاد می شود.
سرانجام همه ی هیدروژن درون ستاره به مصرف می رسد. از این به بعد، تغییراتی در لایه های درونی ستاره آغاز می شود؛ در حالی که واکنش های جدیدی از هلیوم شروع می شوند، لایه های بیرونی باد می کنند تا ستاره را به اندازه ی غول برسانند.
در اثر تغییرات زیاد ، ستاره به مرحله ی متغیر بودن می رسد. نهایتاً هیچ منبع ممکن برای آزاد سازی انرژی باقی نمی ماند. ستارگان کوچکتر، در اثر انقباض تبدیل به کوتوله های سفید می شوند. ستارگان بزرگتر به صورت ابرنواختر منفجر می شوند. ماده ی بیرون ریخته از یک ابرنواختر، بخشی از گاز بین ستاره ای را تشکیل می دهد که زادگاه اجرام دیگر است.

ستاره ای در مرحله ی آخر زندگیش

ابر ستاره ی تشکیل شده از ابر متراکم هیدروژنی، مراحل زندگی خود را مانند یک ستاره معمولی گذراند و رفته رفته به یک ابرنواختر تبدیل شد.
با انفجار این ابرنواختر بسیار غول پیکر، مواد اولیه ی سازنده ی کهکشان ها تامین گشت.
موادی که از این ابرنواختر منفجر شده بیرون ریخته می شوند، در مکان هایی خیلی دورتر از محل انفجار و یکدیگر تقریبا حالتی پایدار به خود می گیرند. این مواد حول مدار مرکزی ترین اتم خود شروع به چرخش می کنند. با تراکم این مواد حول این مدار کهکشان ها تشکیل گردیدند

منبع:




نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٩ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

راز مثلث برمودا

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

مثلث برمودا

مثلث برمودا


در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

قبلا ***ین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مثلث برمودا

مثلث برمودا

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

*
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

*
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

منبع:

http://sorooshdanesh.blogfa.com/





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٩ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

گردنبند بسیار زیبا نقره به همراه آب زمزم و آیت الکرسی تسبیح بسیار زیبا از سنگ شفا بخش چشم ببر سنگ « چشم ببر » تسبیح هماتیت تسبیح بسیار زیبا از سنگ شفا دهنده کهربا تسبیح بسیار زیبا از سنگ شفا دهنده عقیق قرمز تسبیح از سنگ برش خورده اپال با خواص فراوان تسبیح زیبا و شفا بخش از سنگ فیروزه دستبند بسیار زیبا از سنگ شفا دهنده زبرجد دستبند بسیار زیبا از سنگ شفا بخش جید سبز دستبند بسیار زیبا از 3سنگ شفا دهنده آویز عقیق با ایه و ان یکاد گردنبند ار سنگ شفا دهنده عقیق سرخ گردنبند با 9 سنگ شفا بخش گردنبند بسیار زیبا از سنگ شفا بخش آمیتیست(2)284 عطر 212 اسپورت پنکه یو اس بی





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

برای دیدن

هیولا هایی که با ما زندگی می کنند

به ادامه مطلب بروید

 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

بازهم گوگل راببینید

برید توگوکل وکلمه ی google gravity را در قسمت سرچش وارد کنید و گزینه یI 'm feeling luckeyرا بزنید حالا نظرتونو راجبش بگید

منبع:http://hamgaam.ir

با تشکر از:

mosamadi





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

ارزیابی عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد .پسرک پرسید :" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ " زن پاسخ داد : کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت ".مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت .مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت:" پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون

کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه"

منبع:http://hamgaam.ir

باتشکر از:

جلال نیازی ساعی

 





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

صداقت

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم یه ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند .

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید بشدت غمگین شد چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت . مادر گفت : تو شانسی نداری ، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا .

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم . روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم ، کسی که بتواند در عرض 6 ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ، ملکه آینده چین می شود .

دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت . سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آمیختند ، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید.

روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار، همسر آینده او خواهد بود . همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است . شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : گل صداقت ...

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود.

منبع:http://hamgaam.ir

با تشکر از:

جلال نیازی ساعی





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

به آدر زیر بروید و ببینید چقدر می توانید دوام بیارید؟!!!!!

 

http://www.par30top.com/topic/file_ravan/Escape.php





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

کدخبر: ۸۰۶۴۸
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ - ۲۱:۱۶
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان

 

 

فارس: رییس جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر اینکه صهیونیسم جهانی مظهر تمام عیار نژادپرستی است، تصریح کرد: باید کوشید تا به سوء استفاده صهیونیست ها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد.

دکتر احمدی نژاد


متن کامل سخنرانی محمود احمدی نژاد به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خیرخواه بندگان است.

سلام خدا بر پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) که همه منادی یکتاپرستی برادری و محبت، کرامت انسانی و عدالت بوده‌اند.

جناب آقای رئیس،

دبیر کل محترم سازمان ملل،

کمیسیون محترم عالی حقوق بشر،

خانمها و آقایان؛

گرد آمده ایم تا در ادامه کنفرانس مبارزه با نژادپرستی دوربان با بررسی اوضاع کنونی، راهکارهای عملی در این مبارزه مقدس و انسانی جستجو کنیم. در حوادث چند قرن اخیر ظلم های بزرگی بر بشریت رفته است. در قرون وسطی عالمان و اندیشمندان به مرگ محکوم می شدند و پس از آن برده‌داری و برده فروشی و شکار انسان‌های بی‌گناه و جدا کردن آنها از خانواده‌های خود و انتقال آنها به اروپا و آمریکا در بدترین شرایط و در مقیاس میلیونی رواج داشته است.

دورانی تاریک که همراه با اشغال سرزمین‌ها و چپاول منابع و کشتار آوارگی مردم بی پناه بوده است. سال ها گذشت تا ملت ها با قیام خود و با بهای سنگین و به قیمت کشته شدن میلیونها انسان، متجاوزان خود را بیرون و حکومت های مستقل و ملی برپا کردند.

قدرت طلبان در فاصله زمانی کوتاهی دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشی از آسیا و آفریقا تحمیل کردند. جنگهایی که حاصل آن حدود صد میلیون نفر قربانی و ویرانی بسیاری از سرزمین‌ها و آبادی‌ها بود پیروزمندان جنگ خود را فاتح جهان و ملت‌های دیگر را شکست خورده پنداشتند و با وضع قوانین و ساز و کارهای ظالمانه حقوق ملت ها را نادیده گرفته و پایمال کردند.

خانم ها و آقایان،

شورای امنیت را که از مواریث جنگ های جهانی اول و دوم است ببینید. آنان با چه منطقی برای خود امتیاز وتو قائل شدند؛ این منطق با کدام ارزش انسانی و الهی سازگار است؟ با عدالت؛ با برابری در برابر قانون؛ با کرامت انسانی یا با تبعیض، بی عدالتی، نقض حقوق انسانی و تهدید اکثریت ملت‌ها و کشورها؟ این شورا عالی‌ترین و بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در صلح و امنیت جهانی است. وقتی تبعیض قانونی وجود داشته باشد و منشاء قانون به جای عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه می‌توان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرت‌طلبی و خودپرستی منشاء نژادپرستی،تبعیض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسیاری از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستی را محکوم می کنند اما وقتی چند کشور قدرتمند اجازه دارند بر مبنای تشخیص و منافع خود برای بقیه کشورها تصمیم گیری کنند به راحتی می توانند همه قوانین و ارزشهای بشری را لگد مال کنند؛ چنانکه کرده اند. بعد از جنگ جهانی دوم به بهانه قربانی شدن یهودیان و سوء استفاده از هولوکاست با تجاوز و لشکر کشی یک ملت را آواره و عده‌ای را از اروپا و آمریکا و سایر کشورها به سرزمین آنان منتقل کردند و یک حکومت کاملا نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین برپا کردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا خشن‌ترین نژادپرستان را در نقطه‌ای دیگر یعنی فلسطین حاکم کردند.

شورای امنیت این حکومت غاصب را تثبیت و در طول شصت سال از آن دفاع کرد و دست غاصبان را برای هر نوع جنایتی باز گذاشت. از این بدتر آنکه عده ای دولت های غربی و آمریکا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل کش می دانند و در حالی که وجدان های پاک بشری بمباران، اشغال و آدم کشی و فجایعی که در غزه اتفاق افتاد را محکوم می کنند از آن جنایتکاران حمایت می کنند. قبل از آن نیز در برابر همه رسوایی‌های این رژیم سکوت نموده یا حمایت کرده‌اند.
دوستان عزیز خانم ها و آقایان،

منشاء جنگ‌های اخیر نظیر حمله آمریکا به عراق یا لشکرکشی گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آیا غیر از خودخواهی دولت وقت آمریکا و فشار صاحبان ثروت و قدرت برای بسط نفوذ و سلطه، تامین منافع تولید کنندگان سلاح، نابودی یک فرهنگ چند هزار ساله، از بین بردن خطرات بالقوه و بالفعل کشورهای منطقه علیه رژیم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژی مردم عراق بوده است؟ به راستی چرا یک میلیون کشته و زخمی و چند میلیون نفر آواره شدند؟ به راستی چرا صدها میلیارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها میلیارد دلار هزینه لشکرکشی بر مردم آمریکا و متحدان او تحمیل شد؟ آیا حمله به عراق با طراحی صهیونیست ها و هم پیمانان آنان در هیأت حاکمه وقت آمریکا که از یک طرف به صندلی قدرت تکیه زده‌اند و از طرفی صاحبان شرکت‌های تولید سلاح هستند، نبوده است؟ آیا با لشکرکشی به افغانستان صلح و امنیت آسایش و رفاه به این کشور برگشت؟

آمریکا و متحدان او قادر نبودند و حتی قادر به جلوگیری از تولید مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان تولید آن چند برابر شده است.

سوال اساسی این است که دولت وقت آمریکا و متحدان او چه کاره بودند؟ آیا نماینده ملت های جهان بودند؟ آیا برگزیده ملت‌ها هستند؟ آیا از مردم دنیا وکالت دارند که در همه جای جهان و البته بیشتر در منطقه ما دخالت می کنند؟ آیا این اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصادیق خودخواهی و نژاد پرستی و تبعیض و لگد مال کردن عزت، و استقلال ملت‌ها نیست؟

خانم ها و آقایان،

مسئولان اقتصاد جهان بحران‌زده جهان چه کسانی هستند؟ بحران از کجا آغاز شده است؛ از آفریقا از آسیا یا ابتدا از آمریکا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟

مدت‌های طولانی قوانین و مقررات ناعادلانه اقتصادی را با قدرت سیاسی بر تعاملات سیاسی بین المللی تحمیل کردند؛ نظام پولی و مالی را بدون تعبیه نظارت بین‌المللی وضع کردند و بر دولتها و ملتهایی تحمیل کردند که هیچگونه دخالتی در روندها و سیاست ها نداشتند. آنان حتی به ملت‌های خودشان هم اجازه نظارت نداده‌اند با کنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانین را به نفع گروهی از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعریف خاصی از بازار آزاد و رقابت، بسیاری از فرصت ها را از دیگران سلب و مشکلات خود را به دیگران منتقل کردند. امروز موج بحران، با ده‌ها هزار میلیارد بدهی و هزاران میلیارد دلار کسری بودجه به خودشان برگشته است.

امروز هم برای اصلاح وضع با پول های بدون پشتوانه و در واقع از جیب شهروندان خود و سایر ملت‌ها شروع به تزریق صدها میلیارد دلار به بانکها و کمپانی ها و بازارهای مالی رو به ورشکستگی کرده و مجددا مردم خود را بدهکارتر و مشکل را پیچیده تر می کنند.

آنها به فکر قدرت و ثروت‌های خود هستند و مردم جهان و حتی ملت‌های خودشان در نزد آنان هیچ ارزشی ندارد.

آقای رئیس؛ خانم ها و آقایان،

ریشه اصلی نژادپرستی عدم فهم حقیقت انسان به عنوان مخلوق برگزیده و انحراف از مسیر حقیقی زندگی بشر و مأموریت‌های آدمی در آفرینش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفکر در فلسفه حیات و مسیر کمال انسان که از نتایج طبیعی آن پایبندی به ارزش‌های الهی و انسانی است، موجب شد تا افق نگاه آدمی تنزل کرده و منافع محدود و زودگذر مبنای سنجش و اقدام او شود. بدین ترتیب هسته‌های قدرت شیطان صفت شکل گرفت و با حذف فرصت های عادلانه برای رشد دیگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان که در زشت‌ترین شکل ممکن به نژاد پرستی افسارگسیخته‌ای تبدیل شد که اکنون به عنوان خطرناک ترین عامل صلح جهانی را تهدید و راه تحقق زندگی مسالمت آمیز جهانی را سد کرده است.

بی‌شک نژادپرستی را باید نماد جهالتی دانست به عمق تاریخ و نشانه‌ای از جمود و خمود در برابر رشد عمومی بشر. از اینرو انتظار آن است که جلوه‌های نژادپرستی را در شرایط و موقعیت‌هایی جستجو کنیم که فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگیر باشد.

لذا راه اصلی مبارزه با چنین مظاهری ترویج آگاهی‌های عمومی و تعمیق فهم عمومی نسبت به فلسفه وجودی آدم و حقیقت جهان انسان محور است که لازمه یا نتیجه آن بازگشت به ارزش‌های معنوی و اخلاقی و فضائل انسانی و خداگرایی است. جامعه جهانی باید در یک جریان فراگیر فرهنگی برای روشنگری هر چه بیشتر در برخی جوامع مبتلا و البته عقب مانده حرکتی جمعی را به انجام رساند و به سرعت این مظهر زشت و پلید را ریشه کن کند.

و اما دوستان عزیز،

امروز جامعه بشری با نوعی از نژادپرستی مواجه است که زشتی ناشی از آن حیثیت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور کلی مخدوش کرده و جامعه جهانی را شرمنده ساخته است. صهیونیسم جهانی مظهر تمام عیار نژادپرستی است که با توسل دروغین به دین کوشیده است تا با سوء استفاده از عواطف دینی برخی از افراد بی اطلاع چهره زشت خود را پنهان کند اما آنچه که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد اهداف برخی قدرتهای بزرگ و صاحبان منافع وسیع در جهان است که با استفاده از قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی و ابزار گسترده رسانه‌ای مذبوحانه می کوشند تا با پشتیبانی همه جانبه از جنایات رژیم صهیونیستی از زشتی وجودی آن بکاهند؛ اینجا مساله اصلی جهل نیست و لذا نمی توان در مبارزه این پدیده شوم به کار فرهنگی بسنده کرد بلکه باید کوشید تا با سوء استفاده صهیونیست ها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد و با احترام به خواست ملت‌ها عزم دولت‌ها را در راه ریشه کن کردن این نژادپرستی آشکار جذب کرد و شجاعانه در مسیر اصلاح مناسبات و سازوکارهای بین‌المللی گام نهاد. بی شک همه شما از تلاش های گسترده کانون های جهانی برای انحراف در مسیر ماموریت این نشست مهم آگاه شده اید. متأسفانه ادبیات حمایت از صهیونیست ها به معنای مشارکت و همدستی آشکار در جنایات آنها مشاهده می شود و این بر مسوولیت نمایندگان محترم ملت ها در افشای این جریان ضدبشری و اصلاح مناسبات و رفتارها می افزاید. باید دانست که دور نگه داشتن یک ظرفیت عظیم جهانی مثل این نشست از مصادیق اصلی به معنای کمک به تداوم وجود زشت ترین مصداق بارز نژادپرستی است. لازمه دفاع از حقوق بشر امروز این است که اولا از حقوق ملت ها مبنی بر آزاد بودن در تصمیم گیری های مهم جهانی بدون تاثیرپذیری از برخی قدرت ها دفاع شود و ثانیا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهانی اقدام گردد.

از اینرو این نشست صحنه یک آزمون بزرگ است و افکار عمومی جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد کرد.

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان؛

شرایط عمومی جهان با سرعت به سمت تغییرات اساسی پیش می رود. مناسبات قدرت بسیار شکننده شده است. صدای شکستن ستون های ستم جهانی شنیده می شود. ساختارهای سیاسی و اقتصادی کلان در حال فرو ریختن است. بحران های سیاسی و امنیتی رو به تعمیق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهانی که هیچ افق روشنی برای اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد کمی و کیفی تحولات همه جانبه در پیش رو را بسیار شگرف می‌کند. این جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسیر غلطی که مدیریت مسلط امروز جهان در پیش گرفته است تاکید کرده و نسبت به تاخیر در آن هشدار داده‌ام. اکنون نیز در این نشست ارزشمند جهانی خطاب به شما و همه مدیران، اندیشمندان و نیز همه ملت‌های جهان که تشنه صلح، آزادی، پیشرفت و رفاه هستند عرض می کنم که مدیریت ناعادلانه مسلط بر جهان به پایان راه خود رسیده است.

این بن بست از آن جهت که منطق این مدیریت تحمیلی ظالمانه است اجتناب ناپذیر بود؛ چرا که منطق حرکتی جهان حرکتی متعالی، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حرکتی که با هر سیاست و برنامه‌ای که در جهت منافع ملت ها نباشد مقابله می کند. پیروزی حق بر باطل و آینده روشن بشر و برپایی نظام عادلانه جهانی وعده خدا و همه پیامبران و امید مشترک و تاریخی همه جوامع و نسل‌هاست. تحقق چنین آینده‌ای لازمه حکمت در آفرینش و مورد باور همه قلب‌های مومن به خدا و جایگاه بسیار ارزشمند انسان است.

شکل‌گیری جامعه جهانی امکان عملی تحقق نظام مشترک جهانی و سرانجام ورود اندیشمندان، مدیران و مردم جهان برای مشارکت فعال و عادلانه در تصمیم‌گیری‌های کلان و اساسی مسیر قطعی این مقصد بزرگ است. اکنون ظرفیت علمی و فنی و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، فهم مشترک و فراگیری از جامعه جهانی را پدید آورده و بستر لازم را برای تحقق نظام مشترک فراهم ساخته است. اکنون این مسوولیت عظیم فرهیختگان، دانشمندان و مسوولان در سراسر جهان است که با ایمان نسبت به این راه قطعی نقش تاریخی خود را ایفا نمایند و اکنون می خواهم بر این حقیقت تاکید کنم که کاپیتالیسم غربی همانند کمونیسم از آن جهت به پایان راه خود رسیده است که جهان و انسان را آن‌گونه که هست ندیده و کوشیده است تا مسیر و مقصدی خود ساخته را به بشریت تحمیل کند و به جای توجه به ارزش‌های انسانی و الهی، عدالت، آزادی، عشق و محبت و برادری، رقابتی سخت برای کسب منافع مادی فردی و گروهی را مبنای زندگی قرار دهد.
اکنون باید با عبرت گرفتن از گذشته و درک ضرورت اصلاح مسیر و شرایط امروز به تلاشی همه جانبه همت کنیم و در این رابطه و به عنوان سخن پایانی مایلم توجه همگان را به دو نکته مهم جلب نمایم.

1- اصلاح وضعیت موجود جهان صد البته شدنی است اما باید دانست که این امر جز با همکاری همه دولت‌ها و همه ملت‌ها ممکن نیست از این رو باید از ظرفیت های همکاری جهانی حداکثر استفاده را به عمل آورد و حضور اینجانب در این نشست احترام به این مسأله مهم و نیز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت‌ها در برابر پدیده شوم نژادپرستی و همراهی با شما اندیشمندان است.

2- نظر به عدم کارایی نظام‌ها و مناسبات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بین المللی لازم است با ملاحظه ارزشهای الهی و انسانی و تحلیل درست و واقعی از انسان و براساس عدالت و ارزش‌گذاری به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مدیریت مسلط و با تغییر در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهای موجود اقدام شود. در این رابطه تغییر فوری در ساختار شورای امنیت و حذف امتیاز تبعیض آمیز حق وتو و تغییر در نظام مالی و پولی جهانی باید در دستور کار قرار گیرد. بدیهی است عدم درک فوریت در تغییر معادل هزینه‌های سنگین‌تر تغییر است.

دوستان عزیز من،
بدانید که حرکت در جهت عدالت و عزت انسان‌ها حرکت شتابان در مسیر آب است. اکسیر عشق و محبت را فراموش نکنیم. قطعیت آینده روشن بشر سرمایه بزرگی است که می تواند ما را هر چه آگاه‌تر و امیدوارتر گرد هم نگه دارد تا برای جهانی پر از عشق و نعمت و عاری از فقر و نفرت و برخورداری هر چه بیشتر از رحمت خدا و مدیریت صالح انسان کامل تلاش کنیم. بیایید یکایک ما در این امر مهم سهمی مهم داشته باشیم.

به امید آن روز روشن زیبا.

از آقای رئیس و دبیر کل و همه شما عزیزان بخاطر حوصله ای که به خرج دادید صمیمانه تشکر می کنم.
موفق و سربلند باشید

منبع : سایت: http://www.fardanews.com/





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

«سبزترین انتظار»

 

ای تکسوار جاده ی عشق؟!

ای سبزترین موعود؟!

راهی نمانده تا سرودن آخرین ترانه ی انتظار؟!

تا قصر زیبای وصال،ای کبریایی ترین سجاده ی نیاز

نماز نیمه شب های نیایش را به عشق تمنای تو به قامت می ایستم.

هر صبح کتاب خواب را با عشق روی تو می بندم وپنجره های چشمانم را به باغ تو می گشایم وفصل رمان زندگی را با **اللهم ارنی الطلعه الرشیده** آغاز می کنم وبه عشق وشوق رویشی دوباره زیر لوای سبز تو بذر امید بر زمین زندگیم می افشانم:

چرا که آمدنت را باور دارم و

به تقدس همین باور است که هر جمعه دروازه های نگاهم را به چراغ انتظار آذین می کنم وگره دل ها را بر غرفه غرفه ی جملات ندبه می بندم،

تا سایه بان مژه ها

وبر قلب کتاب دعا شبنم اشک می کارم و به یمن رسیدن سبزترین جمعه ی تاریخ که تو از راه می رسی وبه تأسّی از فتح مکه،در فتح الفتوحی دیگر ،دروازه های عشق را فتح می کنی.

 

مــــــــــــــولا جـــــــان

تورا به حرمت مسافران جاده ی انتظار

تورا به حرمت عاشقان منتظر ومنتظران عاشق

تورا به حرمت بال وپر خاکی کبوتران آن مزار بی نشان

وبه حرمت ناله های یا غیاث المستغیثین،از پشت پرده های غیبت درآی وبه کنعان دیده ها قدم بگذار وخلعت سبز،طلعتی جاوید را به افق قاب های منتظران شیعه بپوشان.

 

مــــــــــــــولا جــــــــان

مگر نمیدانی؟!

مگر نمی بینی؟!

می دانم که می دانی

می دانم که می بینی

روزگار نامردی هاست وزمانه شده تکرار قصه ی سرنوشت فرزندان آدم

هر روز هابیلی در آتش کینه ی قابیلی می سوزد وهنوز صدای محمد از ورای قرن های گذر زمان فریاد می زند **  من کنت مولا فهذا علی مولا  **   و**  انی تارک فیکم الثقلین  **  را قرائت می کند وکبودی یاس ها در خم کوچه های غربت تکرار می شود.

وهر گوشه ای از جهان ،و سقیفه نشینان بسیار،

علی از دست بالا رفته ودر غدیر ولایت، خانه نشینی را به ارث می برد وکبوتران چاهی آن مزار بی نشان از لا به لای صفحات ورق خورده ی تاریخ آماده ی شنیدن نا له های غریبانه ی کل  یوم عاشورایند.

 

ودر پی شکستن دیوار های صوتی تکرار،دریده شدن حلقوم های شش ماهه

وآسمان هر روز پذیرای مشتی خون پا برهنگان تاریخ ،در جست وجوی ردپایی از،

قافله ناقه های عریان زینب اند وجام ها، مست از شراب خون انسان ها .

 

آیا هنگام آن نرسیده است که حجاب غیبت از چهره برکنی وذوالفقار عدالت را از قفس نیام رها کنی ؟

بــــــیـــــا

بیا ای موعود همه اعصار وقرون ،بیا وفهذا علی مولاه را تفسیر کن،برای آنان که غدیر را در بخ بخ یا علی خلاصه کرده اند، برای آنان که جغدوار ناله رهایی از قیومت ،ولایت را سر می دهند .

 

بیا تا کربلا در مظلومیت خود به دور غریبی حسین چرخ نزد وقافله زینب بی قافله سالار سفر نکند.

بیا ستمدیدگان  جهان را بر اریکه ی قدرت بنشان ،

بیا که سریر عدا لت در انتظار قدومت بی تاب وبی قرار است.

بیا.....

 




 

 «اشک»

سلام بر اشک!

توشیرین ترین شوری هستی که تا کنون چشیده ام.تو بزرگترین کوچکی هستی که تاکنون دیده ام.توقدرتمندترین سلاحی اما قدرت آتشت را کمتر کسی تجربه کرده است.ای اشک توزیباترین زیبایی هستی که تاکنون دیده ام.

ای اشک:

توسفیر خالق درچشم مخلوقی.توزیبنده ترین عهدبر بنده ی معهودی.تویک قطره ای اما به اندازه ی همه ی سیلاب های عالم قدرت داری.ای مونس شبهای سنگرنشینی مجاهدان فی سبیل الله.ای یاور وهمدم تنهایی نگهبانان در خط مقدم مجنون وشلمچه وکارخانه  نمک وبازی دراز شبهای یلدای انتظار.صدای غلطیدن توچه آرام است اما رعدآسا،ولی کو گوش که بشنود.

وقتی که لشکرلشکر در پشت دروازه های دل امیدوارم اردو می زنی وبا ضربات سخت«امن یجیب المضطر اذا دعاه»بر پلک هایم می کوبی ،دیگر چه کسی طاقت مقاومت دارد.تا هنگامی که پنجره ی چشم را به رویت باز می کنم،چنان سراسیمه به بیرون می ریزی که همه چیز وهمه کس را فراموش می کنم وفقط آن عظمت ،همه ی وجودم راتسخیر می کند ودیگر هیچ نمی فهمم جز صدای یا الله.

ای اشک:

توچه زیبایی ،اماتو از شب ها خیلی زیباتر واز سحرگاهان زیباترینی.یک قطره ای اما اقیانوس ها را متلاطم میکنی،مگر نه این است رحمت خدا با ریزش قطره ای از توازچشم توبه کننده ای به جوش می آید؟

گروهی تورا عاشقانه وخاضعانه برای خدا از دیده فرو می ریزند.

تو اسباب معاشقه آن ها با خدایی                                                                                 

 تونور دهنده ی دیده ودل آنهایی

درعظمت تو همین بس که ریزش وفرودت اولین بار برزمین در انابه وتوبه ی آدم نزد خدای رحیم بود.در عظمت تو همین بس که ریزش قطره ای از توازچشمان هاجر واسماعیل درآن وادی سرد ،زمزمه ای جوشاند که هزاران سال است می جوشد وپایان ندارد.

درعظمت تو همین بس که یوسف را بعد از چهل سال فراق به یعقوب برگرداندی ویونس را در دل ماهی از دریا نجات دادی.

در عظمت تو همین بس که احزابیان را در مدینه النبی شکستی،آنجا که در مصلاهای سبعه فروریختی .

دربزرگی تو همین بس که در بدر وخندق واحد،قدم به قدم یاور رسول مکرم بودی وریزش تو از دیدگان مبارک ،نزول فرشتگان را به همراه داشت.

دربزرگی تو همین بس که ریزش تودرپشت خانه های نیم سوخته ی علی وکوچه های تنگ بنی هاشم در مدینه ازدیدگان یگانه مظلوم عالم،اساس ظلم خاندان بنی امیه را به باد داد.در بزرگی تو همین بس که نخلستانهای کوفه قطره قطره آن را از چشمان مولایمان علی صید می کند ویک عمر از دیدگان سیدالساجدین روان بودی وزینب کبری تا امروز کربلا را با تو زنده نگه داشت.

آری ای درّ گرانمایه:

خمینی عزیزما با تو یک قرن،سحرها را سپری کرد وباتو15خرداد و17شهریور را آفرید وبه بار نشاند.توبهترین مسکن جریحه دار خمینی کبیر وعزیز در فراق شهیدان 15خرداد بودی اما آیا پیروزی ،اورا از تو دور کرد؟!هـــــــــــــــــرگــــــــــــــــز.

جماران هرگز تاقیامت ناله ها وحوله های خیس شده از اشکهای اورا از یاد نخواهد برد.

آری ای اشک

همت،باکری،کاوه،بقایی وخرازی وهزاران چون این ها باتو ازکانال ماهی ونه کانال ،که از شط خون گذشتند وبا تو بود که جزایر راحفظ کردند.

آری باتوبود که خدا را از خدا خواستند واجابت شد.

ای نور دو عین

حسینی یار حسین

سیدعلی روحی فداه

ای وارث پیر خمین

با آن عصای موسوی

باآن دم روح اله

باتو زند برسینه

شیطان اکبر زمان

آمریکای جهنمی؟!!

ای اشک تو بزرگی ،به بزرگی خلقت انسان.ای کاش که تورا ارزان نمی فروختیم وقدر تورا می دانستیم.تو ارزش آن را داری که فقط برای سودای با خدا فروریزی نه هیچکس وهیچ چیز دیگر.

اما...

چه کنیم که بعضی از ما آدم ها آن قدر کوچکیم که این همه بزرگی وعظمت تو را نمی بینیم وچون تو کوچکی ،کوچکت می بینیم.

ای اشک بیا با هم پیمان ببندیم که همدیگر را درک کنیم.

من تورا به اندازه ی خودت می شناسانم وتوهم مرا به خودم بشناسان...

با فروریختنت در پیش خدا،

                          درخلوت ها،

                                   در سکوت زیبای سحرگاهان

منبع : وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج سیدالشهدا دامغان

http://seyyedalshohada1388.blogfa.com/





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

مسیحى که مسلمان شد

یکى از علماء اسلام مى نویسد:

روزى یک زن مسیحى با شوهرش پیش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهمیده ام و از دستورات و قوانین آن که مترقى است در شگفت و حیرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر یکى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرایش پیدا نکرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام که متاسفانه پاسخ قانع کننده اى نشنیده ام ، اگر شما بتوانید مرا قانع کنید من به دین اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شد.


من گفتم : آن دستور کدام است ؟!
زن مسیحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى دهد که مثل مرد بدون حجاب از خانه بیرون بیاید؟ سپس بنا کرد به ایراد و انتقاد کردن ، که حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است.
من پس از شنیدن ایرادها و انتقادهاى آن زن ، چنین پاسخ دادم : آیا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى رفته اید؟
گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ویترین شیشه اى قرار داده و درب آنرا قفل میکنند؟
گفت : بخاطر اینکه دست دزدان و خیانتکاران و سارقان به آنها نرسد.
در اینجا آن عالم دینى رو کرد به زن مسیحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همین است که : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و یاقوت گرانبهاست و چون جنس لطیف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و باید از دست خیانتکاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت کرد، و از چشم تبهکاران و اهل فساد حفظ نمود، زیرا زن همانند مروارید است که در صندوقچه صدف باید پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نیز در پوشش نباشند. همیشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گیرند و به خاطر نشان دادن زیبائى ها پیوسته مورد آزار و تعدى مفسدین مى شوند.
آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باین جهت است که زن از دست خیانتکاران در امان باشد. زیرا بدنش پوشیده و زینتهایش مستور است و مردم از او چیزى نمى بینند و در او طمع نمى کنند و از او دورى مى جویند و نظرشان را جلب نمى کند، بلکه از او حساب مى برند و حیا مى کنند، همه اینها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش که اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پیوسته در معرض آزار مفسدین است ، بنا بر این حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم این گوشه اى از فلفسه حجاب بوده که تذکر دادم.
پس از شنیدن این مطلب ، آن خانم مسیحى فکرى کرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال این گونه نشنیده بودم ... شما بسیار جالب بیان کردى ، و اکنون اسلام را می پذیرم.
دوشیزه مسیحى در همان جلسه ، شهادتین را بر زبان جارى کرد، و اسلام را پذیرفت.
خواننده محترم : از این گفتگوى مذهبى آشکار شد که اسلام مى خواهد شخصیت و پاکى زن را حفظ نماید، و به دنبال آن از اجتماع حمایت کند، از این رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته است . همچنین از این گفتگو روشن مى شود که اغلب بانوانیکه بى حجاب هستند از فلفسه حکیمانه حجاب اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسیله حجاب ، عفت و شخصیت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان میمانند

 

منبع: سایت همگام - هم اندیشی نخبگان علمی کشور

با تشکر از:فائزه یوسفیان، ج، 08/05/1389





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

دامغان




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

واژه‌هایی که طعم درد می‌دهند

به خدا این پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمی‌دهد، چه برسد به خرج شکم و لباس/ 4 ماهه که داریم بی‌حقوقی را تحمل می‌کنیم به خدا ما هم آبرو داریم/ تو این زمونه حتی اگر کارگر رسمی هم باشی باز کارفرما می‌تواند تو را اخراج کند.

ایلنا: فضای اتاق مملو از جمعیتی است که به گفت‌وگو با هم مشغولند. صدای تق و توق کفش‌هایی که صاحبانشان آنها را برای ورود به اتاق در پشت در از پا در می‌آورند و بر روی قفسه‌های آهنی جای می‌دهند شنیده می‌شود.
از روی عادت با ورود هر نفر به داخل اتاق، سایرین به احترامش لحظه‌ای از زمین بلند می‌شوند، از روی تعارف میان آنکه تازه وارد شده با آنها که به احترامش از جای خود بلند شده‌اند سلام و علیکی رد و بدل می‌شود سپس تازه وارد در جایی به انتخاب خود یا به دعوت آنها که زودتر از او آمده‌اند می‌نشیند و دیگران باز به کار خود مشغول می‌شوند.
بیشتر اوقات محل اجتماع، اتاقی سرپوشیده است در اندازه‌های مختلف که کف آن با موکت یا فرش پوشیده شده و در گرداگرد آن برای راحتی حاضران پشتی‌هایی به دیوار تکیه داده شده است، جایی شبیه به نمازخانه یا حسینیه.
در یکی از قسمت‌های انتهایی اتاق یک میز با چند صندلی را قرار داده‌اند تا سخنرانان از پشت آن برای حاضرین صحبت کنند.
این نمای تقریبی محل برگزاری جلسات هفتگی شوراهای اسلامی کار استان تهران است که حسب محور و از روی نوبت الفبا در نمازخانه یکی از کارخانه‌های حومه تهران برگزار می‌شود.
ساعت از 9 صبح گذشته است اما چون تعداد حاضرین هنوز به حد نساب نرسیده، جلسه ساعت 10 به بعد کار رسمی خود را شروع و تا نزدیکی‌های اذان ظهر ادامه می‌دهد.
جمعیت حاضرین در قالب گروه‌های 2 تا 5 الی6 نفره در محیط نمازخانه پراکنده شده است؛ اعضای هر گروه که در گوشه و کناری به دور هم جمع شده‌اند مرکب است از اعضای شوراهای اسلامی کار کارخانه دور و اطراف که تا پیش از شروع رسمی جلسه با یکدیگر سرگرم بحث و گفت‌وگو هستند.
محور اصلی این گفت‌وگوها تحت تاثیر مشکلات اقتصادی تقریبا یکی است و حول نداری و گرفتاری حاضرین یا دوستان و همکاران آنها دور می‌زند.
صداها و فریادهایی که از تعجب یا تاثر شنوندگان حکایت می‌کند، در همراهی سخنرانان از جای‌جای محل جلسه شنیده می‌شود؛ در پاسخ به گوینده به ندرت پیشنهادی مطرح می‌شود آنچه که گفته می‌شود بیشتر جنبه دلسوزی و تایید صحبت‌های گوینده را دارد.
یک
مرد، سرش را از روی تاسف تکان می‌دهد و زیر لب با خود چیزی می‌گوید. با موهای جوگندمی و قامت چهارشانه میان سال به نظر می‌رسد. در شرکت واحد کار می‌کند، در حالی که تکیه داده با دیگران از متوقف شدن اجرای بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور در محل کارش صحبت می‌کند: «جدیدا هرچی راننده شرکت واحد درخواست بازنشستگی می‌کنن، سازمان تامین اجتماعی مخالفت می‌کنه. میگن شماها چون در سازمان دولتی کار می‌کنید نمی‌توانید از قانون بازنشستگی سخت و زیان‌آور استفاده کنید، بابا شرکت واحد فقط 10-12 هزار کارگر دارد که بیشترشون رانندن، کار سخت و زیان‌آور انجام می‌دهند، چطور این قانون شامل حال ما نمی‌شود...»
-«بابا این تامین اجتماعی هم دیگر شورش را در آورده، هر روز یه بهانه، هر روز یه ایراد، بابا این همه از پولمون بیمه دادیم تا از حقمون تا زنده و سرپا هستیم استفاده کنیم» این را مردی می‌گوید که در کنار دست راننده شرکت واحد نشسته است. با موهایی که از جلو در حال ریخته شدن است.
مردی که لباس آبی‌رنگ محل کارش را بر تن دارد و سومین و آخرین حلقه این گروه را تشکیل می‌دهد در تکمیل صحبت‌های مرد جوان می‌گوید: «یادمه همین چند سال پیش سر اجرای بازنشستگی سخت و زیان‌آور اینقدر این پا و اون پا کردند که کارگرا تصمیم به تجمع گرفتن.»
مرد راننده بدون توجه به این صحبت می‌گوید:« آخه تا همین چند ماه پیش، خیلی از همکارامون در شرکت واحد با همین قانون بازنشسته شدن، به خدا راحت شدن، حالا ما موندیم بلاتکلیف.»
مرد آبی‌پوش اینطور ادامه می‌دهد: « بابا اینکه چیزی نیست، حل شدنیه، همین قانون 25 ساله‌ها رو که یادتونه، فقط کارگرای کارگاه‌هایی که مجوز وزارت صنایع داشتن با این قانون بازنشسته می‌شدن، من شنیدم تو بعضی کارخونه‌ها که مجوز صنایع هم نداشتن این قانون اجرا شده، یعنی این‌طور که می‌گن صاحب کارخانه رفته مجوز گرفته و بعد خلاص...، مشکل شما که چیزی نیست، فقط باید خرج کرد».
مرد جوان در دنباله صحبت دوستانش می‌گوید:«تمام دلخوشی کارگرای قدیمی اینه که قبل از تعطیلی کارخونه یه جور بازنشسته بشن و بعد دوباره یه جا مشغول به کار بشن وگرنه فرق اونا با کارگرای قراردادی و پیمانی چیه، تازه کارگری قراردادی چون جوان‌تر هستن توی این بازار کسادی شانس بیشتری دارن.»
دو
دانه‌های کهربایی تسبیح میان انگشتان مردی می‌لغزد و با تاخیر بر روی دانه‌های قبلی قرار می‌گیرند، مرد چهار زانو نشسته است با چهره‌ای متفکرانه می‌گوید: «دیگر نمی‌دانیم چه کنیم، این ماه هم حقوق نداریم آخه چطور می‌شود یک بیمارستان را با 120 نفر این‌طوری برای چهارماه اداره کرد؟ شده‌ایم شرمنده در و همسایه»
«وضع ما هم که مزدمون را می‌دهند بهتر از شما نیست، سرمان پیش خانواده پایین است، همین دیروز قرار بود برای خرید بریم بیرون، خرابی ماشین را بهانه کردم، به خدا این پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمی‌دهد، چه برسد به خرج شکم و لباس» این را مرد دومی که کت و شلوار رنگ و رو رفته به تن دارد برای دلداری مرد تسبیح به دست می‌گوید و ادامه می‌دهد: «خدا شاهده همین هفته پیش از تعاونی کارخانه چند بسته بیسکویت و پفک خریدیم شد 4 هزار تومان، همه اینها خرج به روز بچه‌ها هم نیست حق هم دارن جوان هستن باید بخورن، چه چیزی از بقیه کم دارن، اما مزد من روزی 10 هزار تومان هم نیست.»
آن‌سوتر پیرمردی که کاپشن سربازی به تن دارد و به مخده تکیه داده است. در حالی که با ناخن‌های یک دست مشغول خالی کردن محتویات ناخن‌های دست دیگر است می‌گوید: «یادم هست سابق به این پول دستمزد برای یک خانواده با چند سر عائله کافی بود، هیچ وقت از خالی بودن سفره حرفی نبود. مسافرت‌ها و مهمانی‌ها برقرار بود، حالا اون که ماشین داشت با ماشین خودش اونم که نداشت با اتوبوس و تاکسی می‌رفتن و می‌اومدن. اما حالا هر چی که از اضافه کاری و کار دوم و سوم هم در می‌آری باز کم است، انگار دیگر برکتی در کار نیست.»
مرد جوانتری که مابین پیرمرد و مرد تسبیح به دست نشسته است این‌طور دنباله صحبت‌ها را می‌گیرد: «توی کارخانه ما هم چند وقتی هست که پولمون را با تاخیر می‌دن تازه نه تمام و کمال، قبلا دستمزد بیست و پنجم به بیست و پنجم هر ماه تمام و کمال توی حسابمون بود، هر 6 ماه یکبار هم پاداش اضافه تولید تازه به غیر از عیدی آخر سال، به هر مناسبتی جنس می‌دادن، قند، شکر، چایی، روغن، برنج، حبوبات، گوشت، مرغ، کنسرو ماهی، آجیل و شیرینی، شامپو، صابون، پودر رخت‌شویی، دفتر و مداد مدرسه و... هر چی که فکرش رو بکنی اما همه اینها ور افتادن، یا روغن نمی‌دن یا برنج نامرغوبه، چی بگم، ناشکری نباشد، همین‌ها کلی کمک بود که دیگر نیست.
وقتی هم که می‌گیم چرا ندادین، می‌گن حق شماها دستمزد و پاداش آخر ساله بقیه اگر چیزی هست لطف کارفرماست، اختیاریه نه اجباری.»
چهارمین سخنران، مردی است با ریش پرفسوری که به دلیل مصرف زیاد سیگار، لباسش بوی سیگار می‌دهد، میان قامت و کمی چاق او هم در تکمیل گفته دیگران می‌گوید: «تا بوده همین بوده، وضع اقتصادی خرابه، مگر نمی‌دونین رکود جهانیه، اصلا این دستمزدها جوابگو نیست، از قدیم گفتن دخل و خرج باید با هم جور در بیاد.»
مرد جوان: «اصلا همین امسال، مگه دستمزدها رو تغییر ندادن و بعد گفتن که نیمه دوم سال اضافه می‌کنیم، الان سه ماه از نیمه دوم سال می‌گذره و چند ماه بیشتر به پایان سال و اعلام دستمزدهای جدید نمونده اما هیچ خبری نیست».
مرد ریش پرفسوری ادامه می‌دهد: «تازه همین 7-8 سال پیش بود که قرار شد دستمزدها را به طور پلکانی چهارساله واقعی کنن. اما این اتفاق نیفتاد، بگذریم از این‌که معلوم نیست با این هدفمند شدن یارانه‌ها وضع چطور بشه، یکی می‌گه خوب می‌شه، اون یکی می‌گه بد می‌شه، یکی می‌گه پول آب و برق را به ما می‌دن اون یکی می‌گه نه خیر پول آب و برق از پولی که قرار بدن خیلی بیشتره ما که نفهمیدیم کی راست می‌گه و کی اشتباه می‌کنه؟
«همه این حرف‌ها برای من بی‌معنیه شما تو فکر فردا هستین و ما تو فکر نون شب، خدا نکنه کسی یه روز نداری بکشه اما ما 4 ماهه که داریم بی‌حقوقی را تحمل می‌کنیم به خدا ما هم آبرو داریم، خونه داریم، زن و بچه داریم و... چقدر قرض، چقدر شرمندگی» این‌را مرد تسبیح به دست می‌گوید و بعد دوباره شروع به چرخاندن دانه‌های تسبیح می‌کند.
سه
مردی که چهارزانو به زمین نشسته است، خود را جابه‌جا می‌کند به پشتی لم می‌دهد و پاهایش را دراز می‌کند تا خستگی در کند، انگار که می‌خواهد ذهنش را آزاد کند، سپس مکث کرده و می‌گوید: «انگار همین دیروز بود. تعطیلات عید تازه تموم شده بود و همه برگشتن بودن کارخانه که اسم اخراجی‌ها را رو اعلام کردن؛ غافلگیرکننده نیست؟ چند ماه دیگه هم سال جدید شروع می‌شه و معلوم نیست که چند نفر دیگر ممکنه این‌طور اخراج بشن، فقط شب سال نویی 5 میلیارد تومان نوشابه فروختیم.»
مردی که در کنار دستش نشسته و با گوشی همراهش مشغول است، سربلند کرده و می‌پرسد: «چقدر سابقه داشتن؟ چرا شکایت نکردن؟»
«همه قراردادی بودن، قرارداد همه هم آخر سال تمام شد، دست هیچکدام به هیچ‌جا بند نبود وقتی نمی‌شد براشون کاری کرد که دیگر سابقه مهم نیست.» جواب کوتاه مرد لمیده آنقدر روشن است که دوستش بی‌آنکه حرفی زده باشد خود را دوباره با گوشی همراه سرگرم می‌کند.
مرد لمیده ادامه می‌دهد: «دیگه آسایش نداریم، تو این زمونه حتی اگر کارگر رسمی هم باشی باز کارفرما می‌تونه تو را اخراج کند، دیگه وای به حال کارگرای پیمانی و قراردادی که حسابشون پاکه و کارشون با کرام الکاتبین، همین شهریورماه بود که می‌گفتن کارگرای رسمی شرکت نیرپارس اخراج شدن چون نخواستن قراردادی بشن.
مرد گوشی به دست هم که دیگر کارش تمام شده دنباله صحبت‌های دوستش را این‌طور می‌گیرد: «راست می‌گی دیگه هیچ امنیت شغلی نداریم، کار هم پیدا نمی‌شه، اما از همه بدتر وضع پیمانکاری‌هاس مگه همین ماه پیش نبود که کارگرای پیمانکاری سیمان تهران به دلیل تغییر پیمانکار اخراج شدن انگار نه انگار که تو این شرکت کار می‌کردن.»
مرد لمیده این‌طور ادامه می‌دهد: «راستی راستی وضع پیمانکاری‌ها از همه بدتره، تا وقتی که سرکار هستی باید بین ضایع شدن حقت یا اخراج یکی رو انتخاب کنی، تازه وقتی هم که پیمانکار عوض شد باید از اخراج شدن بترسی، توی این دوره زمونه رسیدن به سن بازنشستگی عمر نوح لازم داره یه روز قرارداد تموم می‌شه، بعد نوبت پیمانکاریه تازه باید شانس بیاری که کارخانه تعطیل نشه.»
چهار
عقربه‌های ساعت از 10گذشته‌اند، اختلاط گروهی همچنان ادامه دارد، بیمه تکمیلی، جلسات، هیات حل اختلاف طبقه‌بندی مشاغل، آیین‌نامه‌های شورای حفاظت فنی و... مسئول جلسه نگاهی به لیست حاضرین کرده و سپس آغاز به کار نشست هفتگی جلسه شوراهای اسلامی کار کارخانجات فلان محور استان تهران را اعلام می‌کنند سخرانان برای حاضرین به ایراد سخنرانی می‌پردازند از آنچه که بر جامعه کارگری گذشته و یا می‌رود تا بگذرد از وضع نابسامان اقتصادی و تلاش‌های نمایندگان کارگری برای حل آنها از تشکیل کارگروه‌ها و کمیته‌هایی که قرار است در مورد مزد، بیمه تشکیل شوند، توصیه و یادآوری در مورد تازه‌ترین تحولات هیات‌های تشخیص و حل اختلاف تا برگزاری جلسات مشترک نمایندگان کارگری با شرکای کارفرمایی، وکلای مجلس و مسوولان دولتی.
تمام آنچه که گفته می‌شود به نوعی دغدغه فکری شنوندگان، شرح مبسوط یا خلاصه رنج‌هایی است که در این سال‌ها کارگران آن را به امید بهتر شدن تحمل کرده‌اند.
با اذان ظهر، زمان جلسه نیز تمام می‌شود؛ هوای داخل سالن جلسه از تنفس حاضران نسبت به بیرون گرم‌تر و سنگین‌تر است؛
جمعیت درحال خروج است اما سالن هنوز جمعیت دارد، دوباره صدا تق و توق در بیرون بلند می‌شود. کفش‌هایی که در قفسه‌ها چیده شده بودند توسط صاحبانشان بیرون آورده می‌شوند تا دوباره پوشیده شوند، موعد جلسه تمام شده و میهمانان می‌روند، یک هفته صبر می‌کنند تا دوباره دور هم جمع شوند، درد دل کنند و باز از گرفتاری‌های خود بگویند.
گویی درد دل از تحمل رنج با آنچه که کارگران انتظارش را دارند همه در سالن بیان می‌شوند اما میان این دو به وسعت 10 سالن فاصله است.
 
 
منبع : وبلاگ: http://khorshidiran.blogfa.com/




نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

۲۹ فروردین ۱۳۸۹

 
 
متن سخنرانی در بیست و هشتمین مجمع عمومی شورای تعامل
 

28 تا 30 فروردین 1389
هیروشیما - ژاپن

 
 

به نام خدا
هیروشیما تنها یک شهر در کشور ژاپن نیست، بلکه عنوانی است تداعی کننده دردها، دلهره ها و رنجهای بشر و هشدار دهنده به سرنوشت انسان و آنچه بر او گذشته است و طبعاً آنچه باید باشد.
در اثر انفجار اولین بمب اتمی در لحظات پایان جنگ جهانی دوم، شهر هیروشیما و نیز ناکازاکی ویران شد و ساکنان مظلوم آن با دل آزارترین وضعی از پا در آمدند و آسیب دیدند و هنوز هم آثار رنج و درد آن فاجعه برجا است.
و شگفت اینکه این فاجعه تابسوز در‍ ژاپن رخ داد. ژاپنی که زبان فکر آن زبان شعر است و شعر ژاپنی از طرفی بیان کننده استعارات ملموس و طبیعی است و از طرف دیگر شرح احوال درونی انسان.
همدلی و همزبانی با طبیعت و معاشقه با کوه و ابر و باد و باران و گل و جان پاک انسان در کمتر فرهنگ و زبانی نظیر فرهنگ ژاپنی وجود دارد.
طبیعی است که انسان ژاپنی باید بیش از همه مردمان دیگر نگران از دست رفتن طراوت زندگی و سبزه و بهار و بارش آبشار و رویش شکوفه های خندان و نیز خاکستر شدن انسان که وجودش از همه طبیعت زیباتر و برتر است باشد. بخصوص که تجربه تلخ و دردآور هیروشیما و ناکازاکی را تجربه کرده است.
حضور و برگزاری اجلاس شورای تعامل در هیروشیما در واقع ادای احترام نه تنها به مردم مظلومی است که در یک لحظه در جهنم افروخته توسط آدمکشان مغرور سوختند، بلکه نشانه تلاش برای یافتن و تبدیل جهان سرشار از ستم و تبعیض و خشونت و سلطه و استبداد به جهانی است که انسان -هر انسانی- در آن محترم باشد و جنگ و خشونت جای خود را به همدلی و همراهی و تحمل و برخورداری انسان -هر انسانی- بدهد.
آنچه در سال ۱۹۴۵ در هیروشیما رخ داد حکایتگر فاجعه عظیم و بی سابقه در تاریخ انسان بود، تاریخی که گرچه سرشار از جنگ و خونریزی و ویرانگری بوده است، ولی این بار ابعاد فاجعه قابل مقایسه با آنچه تا آن روز رخ داده است نبود.
چندی پس از فاجعه هیروشیما و ناکازاکی قطب دیگر قدرت مسلط زمانه یعنی شوروی سابق نیز اولین آزمایش اتمی خود را انجام داد و از آن پس تمامی جهان در میان دو قطبی قرار گرفت که اولاً هر دو اساس رابطه خود را با دیگران سلطه قرار داده بودند و ثانیا مجهز به سلاحی بودند که روز به روز ویرانگرتر و هولناک تر می شد و دیری نپایید که ذخایر اتمی دو قدرت بزرگ که بعدها چند کشور دیگر هم به آن پیوستند چنان افزایش یافت که می توانست چندین بار کره زمین را ویران کند.
از آن پس نیز جنگ سرد همه جهان را در حالت بیم توأم با بهت فرو برد و پیمانهای نظامی با محوریت قدرتهای اتمی سایه ای هولناک تر از ابر ویرانگر ناشی از انفجار بمب در هیروشیما و ناکازاکی بر سراسر کره زمین گسترانید.
پس از فروپاشی یک قطب قدرت، قطب باقیمانده دیگر قدرت با توهم یکه تازی همچنان فضای وحشت را بر سر عالم و آدم نگاه داشتو از زمان سقوط شوروی تاکنون بارها شاهد دخالتهای پرهزینه قدرت برتر باقیمانده از دوران جنگ سرد در کشورهای مختلف و تلاش برای تحمیل خواستهای او بر جهان و حتی تهدید به کار گیری سلاح هسته ای و شیمیایی از سوی او بوده ایم.
دخالتهای نظامی، کودتاهایی که در دوران جنگ سرد هم سابقه داشته است، اعمال یکجانبه میل و اراده خود بر دیگران با داعیه واهی رهبری جهان آزاد نمونه هایی از وضعیت ناگواری است که همه بشر را گرفتار کرده است.
از جانب دیگر شاهد تشدید پدیده ای خطرناک بوده ایم که نگرانی ناشی از آن و فجایعی که به بار می آورد کمتر از ویرانی بمب اتمی نیست، یعنی پدیده زشت تروریسم در چهره وحشت آفرین اخیر آن. امری که خود سبب شده است تا قدرتهای پرمدعای کنونی به بهانه مبارزه با تروریسم روز به روز وضع را بغرنج تر و مشکل را عمیق تر کنند.
آنچه در میانه غایب است خیرخواهی و صلح در جهان امروز است. صلحی که خواست همه مصلحان بزرگ بشری و هدف دعوت پیامبران بزرگ و درون مایه فرهنگ ها و تمدن های بشری بوده است و مگر نه اینکه قرآن کریم همه مؤمنان را به دخول در وادی صلح دعوت می کند. صلح با خود، صلح با دیگران و صلح با جهان و طبیعت و مگر ندای دل انگیز کتاب اشعیای نبی جان هر انسان صلح طلبی را نوازش نمی دهد که ”او در میان اقوام داوری خواهد کرد و اقوام بسیاری را سرزنش خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای خیش و نیزه های خود را برای اره خواهند شکست. قومی بر قوم دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ نخواهد بود.“
و مگر چنانکه اشاره کردم فرهنگ ژاپنی بخصوص با تلفیق آیین بودایی و شینتو زیباترین ترانه های صلح را نمی نوازد؟
شاید کمتر کلمه ای دل انگیزتر و احساس برانگیزتر از کلمه صلح باشد، ولی در واقعیت تاریخ آنچه بیشتر غلبه داشته است حالت ستیز و جنگ و ناامنی بوده است که در دوران معاصر بخصوص با دست آوردهای شگفت انگیز تکنیک که وقتی در اختیار قدرتهایی قرار گیرد که مصلحت بشر را در استیلای بی چون و چرای خود بر عالم و آدم می دانند وحشتناک خواهد بود دلهره آور تر هم شده است.
دلهره جنگ و دغدغه صلح امر تازه ای نیست. ادیان بزرگ به صلح فراخوانده اند و جنگ را نکوهش کرده اند و در دوران مدرن نیز کم نبوده اند بزرگانی که جنگ، این بلیه همیشه بشری را سخت نکوهش کرده اند.
کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی رساله مشهور خود را ”صلح دائم“ (Perpetual Peace) یا (Zum ewigen Frieden) نامید و در آن گفت:
”پادشاهی که از سربازان خود در جنگهای تهاجمی برای عظمت خود یا کشورش استفاده می کند موجودات عاقل را به عنوان وسیله صرف برای غایت مورد نظر به کار می برد. “ به نظر کانت ارتشهای منظم حاضر به جنگ باید به مروز زمان ملغی شوند زیرا اجیر کردن افراد انسانی برای کشتن یا کشته شدن متضمن این است که آنها به عنوان وسایل صرف در دست دولت به کار بروند و این نمی تواند به آسانی با حقوق بشریت که مبتنی بر ارزش مطلق موجودات عاقل من حیث هی است سازگار باشد.
ولی علی رغم این آرزوها و ایده آل ها جنگ همچنان وجود دارد و هنوز حتی گامهای مثبتی در جهت نابودی مخوف ترین سلاحهایی که بشر تاکنون پدید آورده است برداشته نشده است.
صلح نیازمند جانهای صلح طلب است و بیش و پیش از هر چیز باید حاکمان برخوردار از این فضیلت باشند.
اما به هر حال در این زمینه باید گامهای عملی برداشت و انتظار از مجمعی چون شورای تعامل انتظاری بیش از اظهار نظرهای بی پشتوانه اجرایی و اکتفاء به نظر و عدم اقدام عملی در زمینه های مختلف است.
در اینجا اجازه می خواهم تا پیشنهاد خود را در مورد مؤثرتر کردن نقش شورا مطرح کنم.
من پس از طرح گفت و گوی تمدن ها که مورد اقبال جامعه جهانی قرار گرفت و هیاهوی جنگ تمدن ها را در عالم به محاق برد در سال 2001 و بعد از فاجعه 11 سپتامبر که جنگ افروزان با عناوین فریبنده دم از ائتلاف برای جنگ زده بودند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد ائتلاف برای صلح بر پایه عدالت را به عنوان نظریه تکمیلی گفت و گوی تمدن ها دادم همین جا بگویم صلح میوه ای است که تنها و تنها بر درخت عدالت خواهد روئید و تا هنگامی که عدالت چه در عرصه ملی و در رابطه حکومت ها با مردم و چه در عرصه بین المللی غایب باشد نمی توان انتظار صلح واقعی را داشت. ثبات ظاهری که در اثر ارعاب و سرکوب حکومت های خودکامه در یک کشور برقرار می شود پایدار نیست و حاصل آن افزایش کینه و نفرت و محروم شدن انسانها از همه حقوق و حرمتی است که در خور آنند و نیز در عرصه بین المللی صلحی که متکی بر قدرت ویرانگر سلاحهای مخرب و سیاستهای اشغال و سرکوب و تحریم باشد نیز حاصلی جز جدایی هر چه بیشتر ملتها از یکدیگر و زمینه ساز پرورش روشهای خشونت آمیزی چون تروریسم نخواهد داشت. و یکی از علل مهم ناکامی طرحهای مختلفی که برای صلح عرضه می شود کم توجهی به عنصر عدالت است.
پیشنهاد ائتلاف برای صلح در هیاهوی خشونت و خشم آن روزها آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفت. ولی اینک در جمع شما نخبگان خیرخواه و مورد احترام جامعه جهانی آن را تکرار می کنم و اعلام می دارم که مرکز گفت و گوی تمدن ها آمادگی دارد که با بررسی همه جانبه موضوع و بهره گیری از نظر و تجربه صاحب نظران طرحی را در این زمینه آماده کند تا پس از بررسی آن در اجلاس سال آینده به صورت منشوری در آید و به سازمان ملل متحد و سازمانهای مهم و مؤثر بین المللی و اتحادیه های مختلف در اروپا و آسیا و آفریقا و آمریکا و نیز بین المجالس کشورها عرضه شود تا برای آن ضمانت اجرا پدید آید و پشتوانه سنگین و موجه شورای تعامل ضامن آن خواهد بود که آن را به سازمانها و نهادهای ذی ربط بقبولاند.
از سوی دیگر خاورمیانه را به حق باید بحرانی ترین نقطه عالم دانست. باز هم پیشنهاد ما این بود که خلع سلاح جهانی را می توان از خاورمیانه شروع کرد. امروز در این نقطه بحرانی زرادخانه های اتمی موجود و نیز کلاهکهای اتمی از سوی بعضی از پیمانها و اتحادیه های نظامی در انبارهای بعضی از کشورهای منطقه ذخیره شده است، تهدید و دلهره را روزافزون کرده است.
شورا می تواند طرح خود را برای خاورمیانه خالی از سلاحهای هسته ای در کمیته ای تهیه کند و از سوی سازمان ملل و جامعه جهانی مسؤولیت اجرای آن را بپذیرد.





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

معرق




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

اینجا تصویری رو داریم که کوچک بودن زمین رو در برابر عالم به ما نشون میده .

 

البته حجم تصویر زیاده ، اون رو از لینک زیر می تونید دانلود کنید

دانلود





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

در صورتی که موفق نشدید سوال خود را از طریق فرم ارسال کنید ، آن را از بخش نظر بدهید ارسال کنید

با تشکر

 

 

 

بخش پاسخ گویی به سوالات در زمینه :
نرم افزار های:
word 2007  , Multi media builder , IncrediMailسوالات درباره ی ویندوز و اینترنت
سوالات درباره ی علم الکترونیک

لطفا سوالات خود را در فرم زیر وارد نمایید

 




 

برای مشاهده پاسخ سوالات اینجا کلیک کنید






نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

موسسه ی سبز اندیشان جوان تقدیم می کند

 

اَعوذُ بالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

 

شیطان

  شیطان که نام واقعی آن ابلیس است از موجوداتی بوده که سالیان دراز خداوند را عبادت می کرده.پس از این که خداوند انسان را از گِل بی ارزش آفرید ، به شیطان و بقیه ی فرشتگان فرمان داد تا به انسان سجده کنند ، امّا شیطان که خود از جنس آتش بود دچار غرور شد و به دستور خداوند عمل نکرد.از این رو از فرمان خداوند اطاعت نکرد و همیشه در صدد است تا انسان را از راه راست منحرف نماید.

 

آیا شیطان فرشته است؟

   از آنجایی که فرشتگان وظیفه دارند خدا را عبادت کنند و از خود اختیاری ندارند و نمی توانند از فرمان خداوند سرپیچی کنند و با توجه به این که شیطان از فرمان خدا سرپیچی کرد نمی توان شیطان را فرشته نامید. با توجه به این که شیطان از آتش آفریده شده است و جنّیان هم از آتش آفریده شده اند شیطان یکی از جنّیان است.

 

اقسام شیطان

   1- شیطان انسان (انسان شیطان صفت) 

   2- نفس عمّاره ی انسان

   3- ابلیس 

راه های شناخت دوست

   انسان برای شناخت دوستانش و برای این که متوجه شود که دوستش شیطان صفت نباشد، سه ملاک می تواند به کار ببرد:

1-روانشناسی

    به این معناست که خود انسان دارای نیرو هایی غیر طبیعی برای شناخت انسان ها از روس ظاهر باشد که این کار از هر کسی بر می آید.

2-دعوت به کار خیر

    انسان می تواند دوستش را به کار خیر فرا خواند و مشاهده کند که آیا دوستش با او همکاری می کند یا نه.

3-علت دوست شدن با او

   انسان باید در این باره فکر کند که دوستش چرا با او دوست شده. آیا به خاطر خود او و اخلاق و رفتارش و یا به خاطر مسائل مادی.

 

علت تقلید کردن در اسلام

از آنجایی که تقلید کار میمون است و در مسائل مختلف کاری ناپسند به شمارمی آید پس در اسلام تقلید چیست؟

علت تقلید این است که انسان همان طور که در زمان بیماری به پزشک متخصص برای مداوا مراجعه می کند و از او کمک می گیرد، در مسائل احکام و عبادی هم باید به نزد متخصص احکام (مجتهد یا مرجع تقلید) رفت.

نوشته شده در 1/6/1388 توسط محسن شفیع زاده


چند نکته ...

 

ادغام یرملون

اگر قبل از حروف « ی ر م ل و ن » تنوین یا «ن» ساکن بیاید ، حروف یرملون مشدّد می شوند. مانند: قولً مِّن رَّبِّ الرَّحیم

 

نکته ای برای وضو

اگر بیش از یک عضو از وضو جبیره باشد، باید تیمّم کنیم.

 

نکته ای برای نماز

اگرانسان در مکانی باشد که در آن جا اگر انسان بخواهد بنشیند و نماز بخواند برایش ضرر داشته باشد ، باید ایستاده نماز بخواند. مثلا هنگامی که انسان با لباسی بسیار تمیز ناچار است در محیطی مثل لجن زار نماز بخواند.

 

برای انجام اعمال دینی ملاک باید خدا باشد نه غیر خدا

 

نوشته شده در 2/6/1388 توسط محسن شفیع زاده


علامت های وقف در قرآن

م  : وقف لازم است. مثال : آیه 253 بقره

تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَلَکِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ کَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ (٢۵٣)

 

ط : وقف مطلق، یعنی وقف بر آن خوب است.

لا : عدم وقف ، وقف لازم نیست.مثال : آیه 145 بقره

 

وَلَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ بِکُلِّ آیَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِینَ (١۴۵)

 

ز : نشانه بهتر بودن وصل است.

 

ج : جایز است وقف کنید.

 

.:  .: : وقف معانقه:

در صورت وقف بر موضع اول وقف بر موضع دوم جایز نیست و در صورت وف بر موضع دوم، ابتدا از موضع جایز نیست. مثال : آیه 26 مائده

 

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الأرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ (26)

 

نوشته شده در 3/6/1388 توسط محسن شفیع زاده


   

انواع همزه

همزه قطع ، همزه وصل

همزه قطع مانند : اَفَلا در اول خخوانده می شود ولی همزه وصل که به صورت الف که بالای آن یک "ص" کوچک نوشته می شود در ابتدا خوانده نمی شود بلکه به ماقبل وصل می شود.

مثال همزه وصل

وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ (٩)

مثال همزه قطع

یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ (٣٣)

   

نکته ای برای وضو

اگر در وضو اعضای وضو به نوعی جوهر آغشته باشند به شرطی که جوهر دارای جرم نباشد ، می توان با آن جوهر وضو گرفت مثل جوهر خودکار. ولی اگر اعضای وضو به جوهری که جرم دارد آغشته باشند مانند لاک ناخن و یا لاک غلط گیر ویا روان نویس و مانند این ها، جوهر مانع رسیدن آب به اعضای وضو می شود و وضو باطل است.





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  


همه جور وبلاگ و وب سایت:

نام و کارسایت آدرس سایت
دریافت کد های HTML www.codproject.com
اطلاعات درباره ی اقیانوس ها www.oceanlink.island.net
طالع بینی www.hermesfoot.com
سفالگری www.oldquinper.com
پیدا کردن آدرس های تهران www.emap.ir
تبدیل زبان فینگلیش به فارسی www.behnavis.com
رفتن به همه ی ایمیل هایتان در انواع سایت ها www.meebo.com
کار با آفیس به صورت آنلاین www.zoho.com
داستان و مفالات تخیلی www.109.com
پیدا کردن فرمت پسوند فایل ها www.fileinfo.net
فضا www.seiencedaily.com
درباره ی گوششی های موبایل www.fhonescoop.com
اخبار و شایعات جهان www.snopes.com
موسیقی ،ویدیو و سینمای خانگی www.avcfrom.com
اخبار ورزشی www.espn.com
مرجع کامل www.wikipedia.org
موضوعات ریز فیلم ها www.imdb.com
دادن برنج رایگان به فقرا با پاسخ دادن به سوالات www.freerice.com
اطلاعات (شمیم) www.shamimm.ir
تولید انتی ویروس و ابزار امنیتی www.sophos.com





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

اگر می خواهید که برای منزل ، محل کار ، شرکت ، اداره ، یا برای خودتان یک نرم افزار شخصی داشته باشید که آن طور که شما بخواهید کار کند می توانید سفارش ساخت آن را به ما بدهید تا برایتان بسازیم.

برای پر کردن فرم درخواست ساخت نرم افزار اینجا کلیک کنید

 


 

 


 

نرم افزار های تولیدی شرکت:

۱- نرم افزار محاسبات پیشرفته ریاضی فارسی

mashet 2.0.0.0

این نرم افزار قابلیت محاسبه کلیه محاسبات ساده و پیشرفته از جمله محاسبه مساحت ، حجم و... را دارد.

از قابلیت های جالب این نرم افزار قابلیت ضبط محاسبات انجام شده می باشد.





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

نرم افزار مولتی مدیا بیلدر

اگر در مورد این نرم افزار اطلاعاتی ندارید توصیه می شود نوشته های زیر را بخوانید.
نرم افزار مولتی مدیا بیلدر نرم افزاری قوی برای ساخت اتوران ها و نرم افزار ها می باشد که هم با برنامه نویسی و هم بدون آن می تواند به شما کمک کنید.
با ندانستن برنامه نویسی این نرم افزار به راحتی می توان با امکاناتی که در اختیار کاربران قرار داده تاحدی کار خود را پیش برد ولی برای ساخت نرم افزار های زیبا و کاربردی  دانستن برنامه نویسی این نرم افزار الزامی می شود. این نرم افزار محیطی بسیار ساده را در اختیار کاربران قرار می دهد و برنامه نویسی آن از دیگر نرم افزار های برنامه نویسی بسیار راحت تر است. این نرم افزار پس از نصب ، در محل نصب خود سمپل (مثال) هایی را قرار می دهد که برای یاد گیری آن مفید هستند. پس از مدتی کار با این نرم افزار بدون معلم می توان تا حدی به برنامه نویسی های آن پی برد.

دانلود نرم افزار مولتی مدیا بیلدر 4.9.8x

شماره سریالدانلود سریال نرم افزار

 

آخرین ویرایش این نرم افزار را از سایت زیر می توانید رایگان دریافت کنید:
http://mmb.mediachance.com/

 


 

ترفند های رجیستری و کامپیوتر

در این مجموعه شما می توانید با استفاده از ترفند های نوشته شده ، رایانه خود را به همان طور که دوست دارید در بیاورید.

بر روی لینک زیر راست کلیک کرده و Save target as را بزنید

http://sunonline.persiangig.com/document/registry.pdf





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

سوالات:


 

سوال
«محسن» می‌گوید:
«در نرم افزار مولتی مدیا بیلدر چگونه می توان یک متن را کپی کرد؟»
با استفاده از دستور ClipBoard در برنامه نویسی می توانید این کار را انجام دهید.

وریبل
«علی» می‌گوید:
«باسلام می خواستم بدانم که Varibale در برنامه نویسی چیست؟»
Varableها در واقع حاغظه ای در رایانه هستند که می توانند اعداد و مقادیر خاصی را به خود بگیرند

 

«احسان » می‌گوید:
«دمت گرم»
متشکرم


در رابطه با رجیستری
«علی» می‌گوید:
«آیا راهی وجود دارد که آن قسمت از یک نرم افزار که کد رجیستری می خواهد تا فعال شود را حذف کرد؟»
قسمتی که باعث می شود تا نرم افزار ها کد رجیستری بخواهند را  مرکز ساخت نرم افزار می گذارد  تا نسخه های رایگان نرم افزار مدت محدودی بیشتر توانایی فعالیت  نداشته باشند و خریدار مجبور شود نسخه اصلی را تهیه کند. در بعضی موارد هکر ها فایل هایی به نام کرک (Crack) ایجاد می کنند ، این فایل ها توانایی حذف  بخش درخواست کد رجیستری را دارند.





 





نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط محسن شفیع زاده
طبقه بندی:  

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com



نوشته شده در تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱٧ توسط پرشین بلاگ
طبقه بندی:  
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin